قهرمان ميرزا عين السلطنه

384

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ناهار افتاديم . محمد باقر خان سرهنگ هم آمد . بعد از ناهار خوابم نبرد . چهار به غروب مانده سوار شديم . هوا ابر شد . قطره قطره باران مىآمد . چند نفر پياده برداشتيم . بالاى ده مزرعه بود . گفتند بچه خوكها اينجا هستند . توله‌ها را انداخته و هايهو كرديم . با تولوى خان جفت مىرفتيم . يك مرتبه سه بچه خوك بلند شد از ميان گندم . تولوى خان هم آنجا تيرى انداخت . يكى از آن دوتا جدا شد . من و تولوى خان عقب كرديم در ميان گندم گم شد . بعد از ده دقيقه ديدم از كوه بالا مىرود تاخت كرديم توله و تازيها عقب كردند . تولوى خان تيرى ديگر انداخت ميان دو پاى خوك خورد . توله و تازيها رسيدند خوك را سرازير كرده گرفتند . از كار اين خلاص شده من به سمت آن دوتا و خدمت حضرت و الا رفتم . توله‌ها ميان گندم افتاده آن دو بچه خوك هم بلند شدند . حضرت و الا يك تير ، من هم تيرى انداختم نخورد . خوكها سربالا شدند . تير دوم حضرت و الا درنرفت . هاىهاى كرده تازى و توله‌ها رسيدند . حضرت و الا از بالاسر ، من از پائين مىرفتيم . من تيرى ديگر انداختم نخورد . يك خوك سرازير شده مثل گلوله تند مىآمد . من جلوى خوك را گرفتم ، پايم دررفته زمين خوردم . بلند شدم به همان گرمى قمه را كشيده زدم به مهرهء پشت خوك ، چهار انگشت فرورفت و از پا درآمد . توله و تازيها رسيدند ، دور خوك را گرفته اما كارش گذشته بود . حضرت و الا وقتى رسيدند كه كار از كار گذشته بود . در اين بين بارانى مثل سيل آمد . از شوق شكار و تعريف كردن ملتفت نشديم . وقتى كه باران ايستاد خدا شاهد است آب از جليقه رد شده بود . تماما خيس شديم . باران ، آن بچه خوك ديگر را امان داد و مفت به‌در رفت . خوكى كه تولوى خان زده بود زنده ماند . خوك من مرد . مراجعت كرده . . . اما به خوبى خيس شده بوديم . عليمردان زمين خوبى خورد . . . كار بد مجازات دارد . نزديك فقيره يك زربه كبك بلند شد . يك كبك بزرگ حضرت و الا و تولوى خان به شراكت زدند . يك فره من در هوا زدم . از آنجا به راه افتاده محمد باقر خان به سنگستان ، ما به شهر آمديم . بسيار شكار خوبى شد . من هيچ همچو شكارى نكرده بودم . خيلى لذت داشت و خيلى بامزه بود . به قمه خوكى شكار كردم . خوب دوشنبه‌اى بود براى ما و بدروزى بود جهت آنها كه طهران بودند . آن خبر امروز منتشر شده است . . . « * » خيلى به آنها بد گذشته است ، 1308 .

--> ( * ) نقطه‌چين در اصل است .